تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

تبلیغات


     

    داستان بازی:

    همان طور که از نام بازی مشخص است، داستان پیرامون گربه ای به نام ببری خان است! روزی از این روزهای خدا، بچه ببری خان از زور گرسنگی در حال گریه کردن بود و ببری خان هم برای پایان بخشیدن به زاری و شیون های بچه اش سعی می کند تا برای او غذا پیدا کند. پس از صحبت با آقا خره و خانوم مرغه و لوس کردن خودش برای عبور از جلوی نگهبان، موفق به پیدا کردن شیر خشک می شود. به وسیله آن کودکش را آرام می کند و راهش را ادامه می دهد. او به قصر پادشاه می رود. پادشاه حال و روز خوبی ندارد و بسیار بیمار است. 

     


    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 11 دي 1348 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : ببری ,بازی ,

تبلیغات


    Ads1

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز جمعه 5 خرداد 1396

تبلیغات

ads2

تبلیغات

ads3

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر